حميد احمدى

194

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

احاديثى كه از امام صادق عليه السلام روايت شده ، بيانگر آن است كه ايشان بر اصل نص در آيين امامت چه بسيار تأكيد داشته است . امام عليه السلام در برخى از سخنان ضمن تأكيد بر نص در امامت ، به فلسفه اسرار آن نيز اشاره دارد : رازهاى باطنى دين ، ولايت الله بود كه خداوند آنها را به جبرئيل واگذار كرد و او نيز آن را به سوى محمد صلى الله عليه و آله آورد . پيامبر به نوبه خود آنها را به على عليه السلام تسليم كرد و سپس اين اسرار ميراث امامان گرديد و آنان ناچار بودند تا رازهاى باطنى دين را پنهان دارند . « 1 » از اين رو ، نص به معناى انتقال علم لدنى است كه به گونه‌اى انحصارى و مشروع به امامان خاص الهى از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و از نسل على عليه السلام اختصاص دارد و تنها از امام به جانشين و وصى او مىرسد . 2 . علم امام : امام صادق عليه السلام در تبيين امامت مىافزايد كه امام زمان براى مردم شاهد و باب‌الله بوده و راهبر و مخزن علم و مفسر وحى است ، از اين رو بايد مصون از خطا و اشتباه باشد . از همين روى ، آنان كسانىاند كه خداوند همه پليدىها را از آنان دور ساخته است . خدا آنها را به ستارگانى مانند كرده كه مردم را از سرگردانى مىرهانند و هر كس بدانها ، دست يابد ، رستگار مىشود و به ساحل نجات مىرسد . « 2 » در حديث ديگرى بيان شده است كه خداوند هدايت روحانى مردم را به امام سپرده ؛ مردمى كه بايد همواره چنين رهبرى را داشته باشند ؛ آن‌سان كه حتى اگر تنها دو نفر روى زمين باقى بمانند ، يكى از آنها به دليل نياز به ارشاد و هدايت ، امام مىشود . امام‌صادق عليه السلام در تبيين و بيان فلسفه امامت كار جديدى انجام نداد زيرا امامان پيشين بدان پرداخته بودند ، اما با اين همه ، با تفسير و شرح اين مفاهيم و آرمان‌هايى كه تا آن زمان به شكل ابتدايى معرفى شده بود ، مبادرت كرد و نظريه امامت را با مبادى ، مبانى و بنيان‌هاى معرفتى آن به گونه‌اى جامع و كامل مطرح نمود . از اين رو نبايد چنين پنداشت كه اين اصول صرفاً زاييده انديشه و ذهن امام صادق عليه السلام بوده است . بهترين حديثى كه شيعه براى اصل « علم امام » بدان تمسك مىكند ، حديثى است كه در تمام منابع اهل‌سنت نيز نقل شده است : « من شهر علم هستم و على عليه السلام دروازه آن شهر است . » همه منابع اهل‌سنت و شيعه چنين گزارش مىدهند كه امام عليه السلام در مسائل مذهبى ، علوم و معارف از دانشى بيكران و علمى سرشار برخوردار بوده است و وارثان او نيز اين چنين بودند . از اين رو ،

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . بنگريد به : همان ، ج 1 ، ص 207 به بعد .